
مریم زهرابی، مروج و کارآفرین از شهرستان املش، با تکیه بر تحصیلاتش در طراحی دوخت، فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۷۸ با یک چرخ خیاطی قدیمی در خانه آغاز کرد. او با تبدیل یک منزل مسکونی به کارگاه گروهی و استفاده از وامهای کوچک، نهتنها کسبوکار خود را توسعه داد، بلکه با آموزش رایگان خیاطی به زنان و دختران روستاهای محروم، بهعنوان محرکی برای اشتغالزایی و توانمندسازی بانوان نقش آفرینی کرده است. نگاه او به خیاطی فراتر از یک شغل فردی است و آن را «پلی میان هنر و عشق» و ابزاری برای تربیت اجتماعی، همدلی و رشد جمعی میداند.
مریم زهرابی، مروج کسبوکارهای خرد و خانگی از شهرستان املش، در گفتگو با سایت خبری ما مردم با اشاره به آغاز فعالیتش از سال ۱۳۷۸، اظهار داشت: “پس از اخذ مدرک فوقدیپلم طراحی دوخت، نگاهم به این حرفه تغییر کرد. فهمیدم خیاطی تنها دوخت لباس برای خود نیست، بلکه میتوان از نخ و پارچه، زندگیسازی کرد و با سوزن و قیچی، راهی برای رشد و امید گشود.” وی کار خود را بهصورت ساده و خانگی با چرخ قدیمی در اتاق خانه آغاز کرد.
وی با تشریح روند توسعه کارش، گفت: “با استفاده از یک وام کوچک، منزلی مسکونی در املش تهیه و آن را به کارگاه تبدیل کردم. با افزودن تجهیزات و همکاری دوستان، کار را از حالت شخصی خارج کرده و به کسبوکاری گروهی و مشارکتی بدل نمودم.” این کارگاه هماکنون بهطور ثابت فعال است و در زمان اوج سفارشات، کار بین بانوان خیاط خانگی توزیع میشود.
زهرابی بر نقش آموزش در توسعه این حرفه تاکید کرد و افزود: “یکی از اقدامات مهم ما، آموزش خیاطی به زنان و دختران روستایی بود. در هفتههای فنیوحرفهای، به روستاهای اطراف املش میرفتیم و برای علاقهمندان، همه امکانات از چرخ خیاطی تا پارچه و نخ را فراهم میکردیم تا هیچکس به دلیل هزینه از یادگیری محروم نماند.”
وی با بیان احساس عمیقش از این فعالیت آموزشی، بیان داشت: “برای من، این کار از دوختن هزار مانتو هم ارزشمندتر بود، زیرا با هر آموزش، امید تازهای در دل افراد روشن میشد.” او همچنین به خاطره شیرین دوخت مانتوهای مدرسهای برای دانشآموزان ابتدایی املش اشاره کرد که برایش حس رضایت و شادی عمیقی به ارمغان میآورد.
این فعال اقتصادی با اشاره به آثار اجتماعی کارش، خاطرنشان کرد: “این سفارشها نهتنها منبع درآمدی برای ما ایجاد کرده، بلکه سبب اشتغال چندین بانوی خانهدار شده است. حتی افرادی که تنها در حد دکمهدوزی مهارت داشتند، اکنون به خیاطانی ماهر تبدیل شدهاند.”
زهرابی با تشریح فلسفه نگاه خود به حرفه خیاطی، گفت: “به نظر من، دنیای خیاطی فقط هنر نیست؛ نوعی تربیت اجتماعی است. لذت کار مشارکتی و تیمی، با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. این همکاری در سالهای اخیر، طعم دیگری به زندگیام بخشیده است؛ طعم همدلی، یادگیری متقابل و رشد جمعی.”
وی خطاب به شاگردانش همیشه این پیام را تکرار میکند: “آنچه بندی، بنیان نکن، روزیات را تقسیم کن، تا پرکشش چند برابر برگردد.” زهرابی در پایان با بیان احساس نهایی خود، تاکید کرد: “خیاطی برای من دیگر شغل نیست؛ پلی است میان هنر و عشق؛ عشقی که هر روز از پشت چرخ در تار و پود پارچه میپیچد و تا دل آدم میرود.”






